[متن آهنگ «کشتی» از علی سورنا]
[قسمت ۱]
امروز مثل روز قبل بعد کارـ
ناخواسته زدم تو بندر فرار
غروب تو بغض مثل بچگیهام
وقتی نگار میرسید به آخر قطار
کشتیها اومدن و رفتن
ولی کشتی من نمیندازه لنگر
تو کدوم اقیانوس پنهونه
میون کدوم آبها زندونه؟
دوباره رفتم دوباره رو
انداختم زیرانداز پاره رو
بلندی بوق آخرین کشتیـ
بیدار کرد تو آسمون اولین ستاره رو
که روشن شد آسمون لاغر
یه کم معنی داد این انتظار یاوه رو
ریشه اعتصاب آب کرده بود شاید
که فراموش کرده بود انتظار ساقه رو
تو نیستی آبم گلیه
تموم آفتابم گلیه
بیداری این روزها خواب تلخیه
نیستی تموم خوابم گلیه
کودکی نابم گلی
دستهای سابیده به تابم گلی
نفسم رو راحت می دزدن اما
نیستی صدای هاپهاپم گلیه
[همخوان]
اقیانوسم مرد، کشتی کجایی؟
بندرم بازار فروش کلک شد
رخ نشون بده د لعنتی چوبت
ترکهی شک شد، باورم فلک شد
اگه نیای امشب وسط دریام
با این که سرده، میلرزه دستهام
اقیانوسم مرد، کشتی کجایی؟
[قسمت ۲]
آهای عابر
منم پامهـ
زنجیر این ساحل
روبهروم آبه
پشت سرم خاکه
گیرم وسط
ترسم اینه که میمیرم وسط
وقتی میای دل من دل شهر دل بندر میگیرن واست
عمری اسیرم، لعنت به دریا
کشتی ندارم، لعنت به سرما
این روزها شلوغه
اما بیفروغ
شاید که خود کشتی هم دروغه
منو تو باید یاد بگیریم شنا
هر چند که این دریای کوچیک بزرگه
بیا کشتی هم باشیم عابر بیا با هم بشیم مسافر
دستهای من، حاضرین پارو بشین؟
چشم من میشی ناخدای من؟
آهای سینه، سکان من میشی؟
راه زیادی مونده تا خدای من
اگه نیای امشب وسط دریام
تموم راه رو میرم با دستهام
بیا کشتی هم باشیم عابر
بیا با هم بشیم مسافر
[همخوان]
اقیانوسم مرد، کشتی کجایی؟
بندرم بازار فروش کلک شد
رخ نشون بده، د لعنتی
چوبت ترکهی شک شد باورم فلک شد
اگه نیای امشب وسط دریام
با این که سرده، میلرزه دستهام
اقیانوسم مرد، کشتی کجایی؟
Lyrics provided by LRCLIB